ساحل چشم من از شوق به دریا زده است
09 اسفند 1391
ساحل چشم من از شوق به دریا زده است
چشم بسته به سرش،موج تماشا زده است
***
جمعه را سرمه کشیدیم ،مگر برگردی
با همان سیصد و فرسنگ نفر برگردی
***
زندگی نیست ،ممات است تو را کم دارد
دیدنت ارزش آواره شدن هم دارد
***
از دل تنگ من ،آیا خبری هم داری؟
آش… بیشتر »
1 نظر